اینجا باید نوشت...اینجا باید گفت...اینجا شده تاریخ یه عمر، عمر رفته و شاید کارنامه ای برای آینده...این که چی بودم منو به حیرت وا میداره و شاید اینایی که مینویسم تو آینده منو به حیرت واداره ولی هرچی هست سیر زندگی من اینجا نهفته...البته برام جالبه هنوز این سه نقطه ها سرجاشه...هنوز بین نوشته هام جا خوش کرده و هیچ جا نمیره...شاید اگه میخواستم الان شروع کنم به ثبت کردن خودم اینجا و اینجوری رو انتخاب نمی کردم ولی همینی که هست چیزیه که رقم خورده و مجبورم خودمو اینجا بنویسم و راضیم حداقل جایی بوده که مثه یه فیلم 10 سال گذشته خودمو توش ببینم...برای همین بازم مینویسم...اینجا
برچسب:
نویسنده: مهدی باقریان